منوی اصلی
تصاویر/ جشن سنتی عروس و دامادهای بندری
- نمایش از سه شنبه, 23 مرداد 1397 11:38
- دسته: فرهنگ بوشهر
- بازدید: 887
جشن سنتی عروس و دامادهای بندری که در استان بوشهر هم همین رسم در قدیم وجود داشت
ساخت و حنابندان اصلیترین بخش عروسی بندری را تشکیل میدهند. ساخت = اسم مصدر یا مصدر متعدی به چَم (معنی) ساختن، سازش، ساختگی، آمادگی، ساز و برگ، ساخته و طرز شکل و فرم چیز ساخته شده است.
مراسم حنابندان یکی دو شب قبل از عروسی شروع و شب آخر ختم میشود بدین ترتیب که عدهای از نزدیکان عروس و داماد در منزل آن دو جمع میشوند و طی مراسمی دست و پای عروس و داماد را با خمیر حنا رنگین میسازند. در جریان حنا بندان معمولا هشت زن چهار نفر سمت راست و چهار نفر سمت چپ عروس و داماد قرار میگیرند و درحالی که هر یک دستمالی در دست دارند ابیاتی با آهنگ میخوانند.












دُم دُم سحری
- نمایش از چهارشنبه, 10 تیر 1394 09:15
- دسته: فرهنگ بوشهر
- بازدید: 2013
همزمان با ماه مبارک رمضان در بندر بوشهر، هر شب مراسم "دُمدُم سحری" برگزار میشود. واژه دُم دُم سحری در اصل دَم سحری بوده یعنی نزدیک به سحر است افرادی که مراسم "دُمدُم سحری" را اجرا می کنند به طور معمول سه تا چهار نفر هستند که به صورت گروهی با نواختن دمام اشعاری در وصف ماه رمضان می خوانند. در این مراسم اشعاری همچون:
السلام السلام یا شهر رمضان/ یا شهر صیام، علیکم السلام/ خداوندا تو ستاری/ همه خوابند تو بیداری/ به حق لا اله الا الله همه عالم نگه داری را با صدای بلند می خوانند. مراسم "دُمدُم سحری" جزو قدیمی ترین روسومات بندر بوشهر است.
عکاس:محمد یوسفی
سنج و دمام
- نمایش از یکشنبه, 30 فروردين 1394 09:40
- دسته: فرهنگ بوشهر
- بازدید: 2574
از قدیم هر اتفاق مهمی که رخ می داده، اول سنج و دمام نواخته می شده تا آن خبر به سمع مردم رسانده شود. مثلاً ایام عزاداری یا موقعی که می خواستند لنجی تازه را به آب بیندازند یا زمانی که کسی فوت می کرد و می خواستند مردم را برای تشییع جنازه خبر کنند از سنج و دمام استفاده می کردند. معمولا تعداد دمام ها 7 عدد می باشد که 4 تای آنها دمام معمولی است و 2 تای آن که از دمام معمولی بزرگتر است و غمبر نامیده می شود و یکی هم که اندازه آن هم از غمبر و هم دمام معمولی کوچکتر است و و اشکون نام دارد. حتی بند هایی هم که زیر چمبر دمام رد می شود نیز در هر طرف معمولا 7 تا است و این نشان گر مقدس بودن عدد 7 در میان مردم این مناطق است. تعداد سنج ها نیز معمولا بین 5 تا 7 عدد است و یک بوق که از جنس شاخ یک نوع گوزن است و رهبری گروه سنج و دمام را بر عهده دارد. ولی در شب 28 صفر این تعداد به دوبرابر افزایش می یابد. یعنی یک گروه سنج و دمام 7 تایی از یک طرف و یک گروه از طرف دیگر شروع به نواختن می کنند تا به هم برسند و به این دو گروه دمام دو بُرده می گویند. ( به نیت رحلت حضرت رسول (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع))
بوق كه ازنخستین سازهای بادی موسیقی است از شاخ نوعى گوزن آفریقایی به نام سیتا کانگا در جنگلهای تانزانیا زهیر و زامیبیا ساخته میشود و زيبايى ظاهرى خاصى نيز دارد، آغاز مراسم را اعلام مى كند. پس از چند لحظه، دمامها که از دو عدد پوست دباغی شده بز تشکیل شده به وسیله ترکه چوبی با ريتم خاص به صدا در مى آيند و سنج ها نيز خود را با دمام هماهنگ مى كنند. گروه سنج و دمام متشكل از هفت دمام و چهار الى ده سنج نواز است. دمامها نيز ترتيب خاص دارند.
يك نفر در ابتدا ايستاده كه به او اشكون (Eshkoun) نواز مى گويند. در دو سوى او شش نفر (هر سمت سه نفر) قرار مى گيرند. دو نفر نزديكترين به شخص اول غمبر (Qember) نواز نام دارند. نوازنده اشكون وظيفه تغيير در ريتم و در واقع شكستن ريتم را بر عهده دارد تا بر تنوع ساختارى اجرا بيفزايد. غمبرها وظيفه تهييج و تحرك اشكون نواز را بر عهده دارند. ريتم ساير دمامها ثابت است. تركيب سنج و دمام و بوق كه در فواصل با ريتم خاص بر مجموعه افزوده مى شود، جلوه و شكوه خاصى دارد. اين مراسم علاوه بر جنبه اعلام آن، در ايجاد حس و خلق فضا بسيار مؤثر است.گروه سنج و دمام معمولاً از فاصله اى نزديك به جايگاه اجراى مراسم كار خود را آغاز و آرام آرام به سوى جايگاه اصلى حركت مى كنند.
مدت زمان كار آنها، بسته به اهميت شب اجرا از پانزده تا چهل دقيقه به طول مى انجامد، يك نفر در ميان اجرا كنندگان وظيفه هماهنگى، هدايت و تغيير نفرات نوازنده را عهده دار است.
زمان اجرا، ريتم ثابت و حجم صدايى، محيط و شنونده را در فضايى خاص قرار مى دهد تا هرچه بيشتر خود را براى ادامه مراسم آماده سازد. پس از سنج و دمام، نوحه خوانى آغاز مى شود.
ابتدا پيش خوان، نوحه هاى آشنا و خاصى را خوانده تا دورهاى سينه زنى شكل گيرد. پس از تشكيل چند دور و افزايش نسبى سينه زن ها، نوحه خوان اصلى كار خود را آغاز مى كند. هر مكان اجرا يك پيش خوان و يك نوحه خوان دارد. نوحه خوان اصلى كه معمولاً از شهرت و اعتبار برخوردار است، پس از ورود، علاوه بر افزايش سينه زن ها، سبب ايجاد شور و هيجان خاص در مراسم سينه زنى مى شود. پس از خواندن چند نوحه، نوحه واحد خوانده مى شود و سینه زنی به اوج میرسد .
در اين فرم علاوه بر مهارت نوحه خوان، سينه زنها با ويژگى و هيجان خاصى سينه مى زنند. با اعلام واحد از سوى نوحه خوان، قدرى فضا شكسته شده و به تدريج با هيجان و التهاب افزونترى ادامه مى يابد .
واحد که یکی از وقایع سحرای کربلا را روایت میکند بر اساس عروض فارسی در وزن فاعلاتن از متفرقات بحر رمل سروده میشود .
در مـراسـم سـینه زنی ، عـزاداران ، یک یا چند دایـره تشکـیل داده ، با یک دست ، زنجـیـر وار حـلـقـه هـای دایـره راحـفـظ نموده و دست دیگـر را، در حالی که خـم می شـوند ، از زمـین به آسـمان بلـنـد کــرده که مفـهـوم آن پـرواز ملکوتی زمینیان به آسمان یعـنی ازخاک به افـلاک رسیدن است.آنگاه انـدوه فـقـدان عـزیز از دست رفـته را به سینه می کوبند.
پای چـپ را کانـون قــرار داده و با پای راست ، از راست به چـپ ، نـیم دایـره تـرسیم می کنند:( ما ، در این کره ی خاکی ) و ، وحدت و یکـپارچگی خود را با این حـرکات به نمایش می گـذارند.اجـرای این فـعـل در ریتم هایی که واحـد نامیده می شود، در مـدت زمانی صورت می گـیـرد که نـدای نمایـنده ی آنـهـا( سر دسته ) به گـوش می رسد. سپـس با حـرکـتی آرام به سینه زنی ادامه داده و سر مطلع نوحه را به معنای تایید و لبیک ، تکرار می نمایند. تمامی اختیار سینه زنان در دست نماینده ی گروه است .
حرکات آنها گردش بر خلاف عقـربه های ساعت است ، یعنی در جهت مخالف حرکت زمان و برگشت به اصل.هـمان گـردشی که در طـواف خانه ی خـدا صورت می گـیـرد. همان حـرکـتی که در کوچکتـرین ذره ی هـر جسم نهفته است .
تحلیل فلسفی سنج و دمام
در اجـرای سازهای کـوبه ای ، سـنج ، گـذشت زمان را هشدار می دهـد. بـوق ، یاد آور صور اسـرافـیل و دمــــام ضربان قـلـب ( زندگی ) را . تـرتیب و آرایش نـوازنـدگان تابـع مقـررات خاص خـود بـوده و هــریـک از افــراد به اسم خاص نامیده می شوند. اشکون ، غمبـر ، چوب زن ، شیپور زن ، سنج زن ، .
هـرگـروه یک اشکون و یک غمبر دارد. دو چوب زن، نگهداری ریتم اصلی( پایـه ) را بـر عـهـده دارند. تعـدادشان هـرچند نفـر که باشد باید جفت باشد . سنج زن هم به همین ترتیب .
اشکون و غمبر باید مسن تـر ، باتجـربه تـر ، با تقـوی تـر و عارف تـر باشند که مـرتبت اشکون و غمبر بیشتر ازسایر افراد است . اشکون ، دمام زن پـر سابقه، وظیفه ی شکستن ریتم را دارد ( ضد ضرب های به موقع ) جـای او در ابـتدای صف و جای قـنبـر که ریتـم های متناسب راجواب میدهـد و تکـمیل کنـنده ی اشکـون است ، رو به روی اشکون قرار دارد .اگـرچه چوب زن ها و سنج زن هامثل اشکون و غمبر رهــبران گـروه محـسوب نمی شوند اما جایگاه و مقام خاص خود را دارند و بدون وجود آنها اجـرای مـراسم میسر نیست.
شیپور زن که یک نفـر است هـر زمانی را که لازم و مناسب بداند در ساز میان تهی می دمد.گاهی بـرای نالـه کردن ،گاهـی به منظور هشداردادن، گاه برای به خود آوردن دمام زن ها و گاه به منظور رفع خستگی دوستان همگروه خود.
سنج و دمام را در مـراسم اعیاد و جشن ها نیـز به کار می بــرند. اما نـحـوه ی اجـرای آن مـتـفاوت است.
دقـیـقـا” هـمانند نقش سـرنا در سورها و جشن ها و نقـش کرنا در کارزارها و مراسم سوگـواری، آن یکی طرب وشادی و نشاط می آفریند و این یکی چپ یا وارونه می زند تا حزن بیافـریند.
اجـرای سنج و دمام باید انسان را از خود بیخود کند، دل را بـریـزد ، موی را بـر بدن سیخ کند ، اشک را سرازیر کند، باید تهییج کند و با تپش قلب او هماهنگ باشد. باید انقلاب درونی ایجاد کند تا جایی که نوازنده یا شنونده را زار بگیرد که نوعی حمله ی صرع مانند است . قابل توجه است که شخص زارگرفته را با کوبیدن سنج و دمام نیز به هوش می آورند که خود مراسم دیگری دارد .
گاه، پوست دمـام پاره می شود که اصطلاحا” می گویند، دمام شـهیـد شد،هـمانگونه که این اصطلاح در دف نـیز به کارمی رود . چرا که هردو در طول زمان، خود را سازهای عرفانی معرفی نموده اند .
گویش مردم استان بوشهر
- نمایش از سه شنبه, 05 خرداد 1394 09:43
- دسته: فرهنگ بوشهر
- بازدید: 3872
گویش استان بوشهر در تمام مناطق فارسی محلی است که دارای بن مایه لری میباشد . برای مرزبندی انواع گویش منطقه را از لحاظ جغرافیایی به دو بخش تقسیم شمالی و جنوبی تقسیم میکنیم که هر قسمت ویژگی خاص خود را داراست . و دارای تفاوتی اندک میباشد . زبانهای عربی نیز در جاهایی مانند بندر عسلویه ، کنگان ، جزیره شیف ، و جزیره شیف ، و جزیره شمالی و جنوبی بندر ریگ رایج است .
در همه گویشها واژههای فارسی باستان ، اوستایی و پهلوی دیده میشود که بازمانده صرف زبان پهلوی هنوز هم در گویش دشتی (دشتیانی ) رایج است . این موضوع نوید تکامل زبان از فارسی قدیم به فارسی نو در منطقه میباشد . حکایت از قدمت و دیرینگی منطقه میکند .
بعلت ارتباط بندری بوشهر با کشورهای عربی و نیزتسلط انگلیسیها هلندیها در منطقه پاره ای واژههای بیگانه دیده میشود که هنوز هم مورد استعمال است . گویش شمالی استان شامل گویش شهرستان دشتستان ، گناوه و دیلم میباشد .
گویش جنوبی شامل گویش شهرستانهای تنگستان ، دشتی ، گنکان و دیر میباشد . خود شهر بوشهر هم اکنون فارسی صحبت میکنند ولی گویش آنها همسو با گویش تنگستان بوده است . گویش شمالی نیز تنوع در عین خود دارد . در شهرستان دشتستان شناسه میدر جلو افعال بکار میرود و این واژهی میدر شهرستان گناوه و دیلم تبدیل به ای میشود .
میکنم ایکنمekonom میکرد ekerd لهجه دشتیانی از قدیمیترین لهج
ههای استان بوشهراست که بوضوح صرف و نحو دستورزبان پهلوی ساسانی هنوز استعمال میشود.
ویژگیهای دستوری :
یکی از مشخصه گویشهای جنوبی تلفظ فنتحهها به ضمه است که معمولا"روی شتاسههای افعال قراردارد.
رفتم رفتُم rafto
دارم دارُُم rom da
دیدم دیدُُم didom
همچنین در اسامی نیز اکثراً فتحه به کسره تبدیل میشود
مُرد مِرد merd
امین اِمین emin
عباس عِباس ebas
برای ساختن فعل جعلی بعد از بن مضارع شناسه esi بکار میرود که بازمانده ist زبان پهلوی ساسانی است .
خندید خندس xandes
ترسید ترسس tarses
که در زبان پهلوی خندِست ( xandist) و ترسِست (tarsist) بوده است .
صرف افعال در گویش شمالی مانند فارسی نو است ولی در گویش جنوبی یعنی دشتیانی فرق دارد و ضمایر بجای شناسه در ابتدا فعل قرار میگیرد.
صرف فعل شنیدن در گویش دشتیانی :
من شنیدم ام اسد um sed
توشنیدی اُت اشد ut esed
اوشنید اُس شنید us sened
ما شنیدیم ُمم شنید mom sened
شما شنیدید شما شنی soma seni
آنها شنیدند اونا شنی owna seni
حرف " ب " که در آخر کلمات چند حرفی فارسی بهد از " الف " بیاید و ساکن باشد در گویش بوشهری بدل به " واو " میشود .
خواب خو xow
آفتاب افتو aftow
دوشاب دیشو disow
کلمات دو حرفی که حرف آخر آنها " ب " میباشد به " واو " تبدیل میشود .
شب شو sow
آب او ow
درروستای بخش شمالی استان بوشهر واژه هایی که با " خ " آغاز میشود، تبدیل به " ح " میگردد.
خانه حونه حیمه eyme
واژه هایی که به h صامت ( کسره )ختم میشود a" اَ "تلفظ میشود .
نامه نا َمه nama
خانه خاَنه xuna
تلفظ a در آخر واژهها به جای h صامت در اصل پسوند ag فارسی میانه بوده که g افتاده و a هنوز تلفظ میشود . بعنوان مثال :
خانه را خانگ xana میگفته اند.
علامت مبالغه
علامت مبالغه افزودن " او " " u" به آخر واژه میباشد . مانند:
زشت زشتو
سفید سفیدو
تلفظ حرف " ق " مانند عربی و یا تلفظ ق در زبان فارسی باستان از ناحیه حلق یا نرم کامی است و به نظر میرسد که حرف " ق " را " خ " تلفظ میکنند . در منطقه تنگستان حرف " ق " " ک " تلفظ میشود .
قلب کلب kalb
قند کند kand
- بجای فعل ربطی یا اسنادی حرف " ن " ساکن مینشیند .
قشنگ است قشنگن qesangen
گرم است گرمن garmen
در مواردی که کلمه ای با فعل معین " ات " همراه میشود مثل داده است ، کرده است ، ات تلفظ نمیشود و کسره بجای " ه " در کرده مینشیندو صورت " ش " جای فعل معین است را میگیرد و بدینگونه تلفظ میشود :
داده است دادش dadesen
کرده است کردش kardesen
" کو " بعنوان حرف تعریف و یا معرفه نیز به آخر اسامی میچسبد .
خودکار خودکارکو
میز میزکو
مداد مدادکو
دفتر دفترکو
اما به آخر صفات بجای " کو " ، " او " بکار میرود .
دراز درازو
نرم نرمو
بلند بلندو
قشنگ قشنگو
اضافه نمودن " کو " به آخر اسامی ضمن آنکه علامت اضافه دهم نشانه معرفه است . در بعضی موارد جنبه تحقیر و یا تحبیب نیز دارد .
مانند :
مرد مردکو
زن زنکو
علامت استمرار
برای ساختن فعل زمان حال بجای علامت استمرار" دارد " پیشوند هی hey یا هاسی hasey بکار میرود .
دارد مینویسد هی مینویسد hasey/hey minevise
دارد میرود هاسی /هی میره hosey/hey mire
منفی کردن افعال :
برای منفی کردن افعال ، حرف نفی نه را قبل از اسم یا صفت میآورند و فعل معین حذف میگردد .
من بلد نیستم م ُنه بلدُُم mo ne beladom
من غریب نیستم م ُ نه غریبُُم mo ne geribom
باید توجه داشت این نه که برای منفی کردن بکار میرود فقط جلو افعال معین ( است و هست ) قرار میگیرد .
حرف " را " که نشانه مفعول بی واسطه ( مستقیم ) است در گویش بوشهری وجود ندارد و بجای " را " کو بکار میرود.
کتاب رابده کتاب کو بده ketab kue bedeh
دفتر را بیاور دفترکو بیار daftare kue biyar
حرف " ب " در گویش دشتستان " و " " v " تلفظ میشود .
رباب رواد rowaw
زبان زوون zevan
برای نکره کردن اسامی که به ا صامت ختم میشود . " ن " در آخر آن افزوده میشود . این ویژگی بر اساس این قاعده میباشد که در زبان فارسی دو مصوت کنار هم قرارنمی گیرد .
در زبان فارسی نو بجای نکره کردن گونی یک ای به آخر آن افزوده میشود که گونی ای میشود . ولی در گویش بوشهری برای جلوگیری کردن از دو صامت لی در کنار هم " ن " ما بین آنها قرارمی گیرد .
گونی گونینی gunini
گربه ای گربینی gorbeni
قوطی ای قوطینی qutini
علامت جمع :
در گویش شمالی علامت جمع که " ما " میباشد ال " al" مورد استفاده است .
کتابهاکه میشود کتابل ketabal
خودکار خودکارل udkaral
درختها درختال deraytal
تمام واوها به ای " I" تبدیل میشود .
بود بید bid
دود دید did
تنور تنیر tenirدر لهجه بوشهری هنگام صحبت کردن واژههای را معمولاًَ خلاصه میکنند و برای خلاصه شدن کلام همیشه چند حرف آن افتاده و مختصر میشود .
من چه میدانم مچم mocem
در گویش جنوبی " ن "های آخر کلمات ادا نمیشود . مثلاًَ به نان " نو " میگویند .
نان نو nu
زمین زمی zami
در گویش جنوبی همچنین جلو افعال یک "ها " اضافه میشود .
بکن هاکن hakon
بده هاده hade
منبع : فرهنگ بوشهر
آیین طلب باران
- نمایش از سه شنبه, 25 فروردين 1394 10:30
- دسته: فرهنگ بوشهر
- بازدید: 1833
در سرزمین خشك بوشهر آب از اهمیت حیاتی برخوردار است نیاز به آب در اقتصاد كشاورزی و همچنین قوت مردم و آشامیدن این عنصر را مقدس میسازد. در این سرزمین رودخانه یا آب جاری وجود ندارد. تنها امید مردم به باران و آسمان است. اگر بارش باران تا آذرماه با تأخیر روبرو شد مردم دست به دعا برداشته و آیینها و مناسكی را برای تسخیر این عنصر طبیعی انجام میدهند.
مراسم گلگلین (gal galin):
هنگام غروب مردم محله در یك كوچه جمع شده و یك نفر را به صورت مضحك و خندهدار در میآورند؛ لباس كهنه تهیه شده با گونی می پوشانند، شاخی روی سرش میگذارند، زنگوله ای در گردن او میاندازند واو در كوچهها راه میافتد به این فرد گلی میگویند. مردم از پشت بام به روی گروه گلی آب میریزند وگلی میگوید:
گلی به در خانهها می رود و طلب هدیهای میكند. صاحبخانه به گلی مواد غذایی از قبیل گندم، جو، حبوبات و یا پول میدهد. عده ای بویژه كودكان نیز پشت سر گلی به راه میافتند و اشعاری میخوانند. نه او بی بارون بی بارون بی نه او بی (آب نبود) اگر صاحبخانه به آنها هدیهای بدهد میگویند: خونه گچی پر همه چی
اگر صاحبخانه به آنها چیزی ندهد میگویند: خونه گدا هیچی ندا
هنگام عبور از كوچه این اشعار رابه منزله طلب باران خوانی. میخوانند :
گلی ما جهونن امشب صبا بارون
گلی ما خوشكل است امشت تا فردا باران خواهد آمد
گلی اومده در خونتون سی محض جاجیم كهنهتون
گلی ما چه زشت بارون تپ درشت
گلی اومد درخونتون سی محض بوای بچه تون
گلی اومده رو خونه تون سی محض جاجیم كهنه تون
از هدیه های جمع آورده شده . شله یا حلیم درست میكنند. یك دانه مهره یا ریگ در آش میاندازند. سپس آش را بین حضار تقسیم میكنند. در سهمیه آش هر كس ریگ دیده شد، اورا كتك می زنند.دراین موقع یك نفر ریش سفید و یا سید محل ضامن وی شده و او را نجات میدهد و میگوید من ضامن این فرد هستم تا چند روز دیگر باران خواهد آمد. اگر باران نیامد او را بزنید. قبله دعا: فردی كه مهره را خورده است رو به سوی قبله دعا (یعنی امامزاده یا پیری كه در سمت مغرب محله واقع است) میبرند در آبادیهایی كه كنار ساحل هستند به سمت دریا كه در جهت مغرب است میروند. مردم به دنبال آن فرد به راه میافتند و با همدیگر میخوانند:
قبله دعا میشینیم
سی او خدا میشینیم
البته باید آسك (آسیاب دستی) را روی دوش یا كول فردی كه مهره را خورده است بگذارند و آن فرد آسیاب را به كول میكشد و با هم میخوانند.
ای خدا ما گشنمونه لنگ آسك كولمونه
ای خدا ما تشنمونه لنگ آسك كولمونه
بیا تا بریم قبله دعا
بلكه خدا رحمش بیاد
پیرزن كوری سنگ آسك كولشه یا الله
عباس لاری گشنشه یا الله
وقتی مردم به سوی پیر یا امامزاده حركت میكنند اسم امامزاده را آورده و از وی طلب باران مینمایند.
ای نور حشر الله بارونت میخوام
خضر نبیالله بارونت میخوام
محض كلامالله بارونت میخوام
علی ولیالله بارونت میخوام
در مراسم دعا ممكن است مشك خشكی را بر دوش پیر زنی میانداخته و به سوی قبله دعا راه بیفتند كه در این موارد چنین میخوانند:
پیرزن كوری سنگ آسك ری2 سرش
پیرزن كوری مشكول خشكی كولش3
بیا تا بریم قبله دعا بلكه خدا رحمش بیاد
تك تكو tek teku:
مراسم تك تكو نیز از آیینهای طلب باران است كه شب هنگام دو نفر در حالیكه صورت خود را پوشاندهاند تا شناخته نشوند آردبیز یا الك را در دست گرفته و با ریگ به الك میكوبند كه با صدای تك تك آن صاحبخانه به دم در آمده و به آن دو نفر قند یا چای میدهد. چیزهایی را كه جمع شده است به سر پیر یا امامزاده میبرند و چای درست كرده میخورند. این كار تا سه شب ادامه دارد مردم معتقدند بعد از سه شب باران خواهدبارید.
آفتاب خواهی (بند آمدن باران) :
به همان اندازه كه باران برای مناطق گرم ضروری است، اگر زیاد ببارد، سیل راه میافتد دراین شرایط مردم به روش هایی خدامان بند آمدن باران هستند، تا از ایجاد سیل و ویرانی خانههایشان در امان باشند. به این منظور مهری را كه باآن نماز میخوانند، درزیر باران می اندازند ، آنهامعتقدند با این كار باران شرمش میشود وبند می آید. همچنین آرد و نمك را(كه مقدس هستند) توی باران میپاشند تا باران بند بیاید. ویاچوبی را آتشزده سرخ كه شد آن را در دست گرفته در زیر باران میگردانند.
منبع:سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر