طرحی بر نسبت هویت و توسعه در استان بوشهر

طرحی بر نسبت هویت و توسعه در استان بوشهر
مجيد اجرايي

 

majid-ejraiiمدخل: برای دست یابی به توسعه ی متوازن و پایدار، گذشتن از مباحث نظری، به عنوان آماده گاه های فکری، لازم می نماید.
به همان نسبت که در ایران از توسعه سخن رفته و می رود در شهرهای پیرامونی نیز چند سالی است که از توسعه گفته و نوشته می شود.
در استان بوشهر نیز به خاطر وجود نیروی قدرت مندی به نام صنعت، چنین ضرورتی (ضرورت بحث از توسعه) فرایاد آورده می شود.
اما هرگاه سخن از توسعه گفته می شود جز رسیدن به یک سری شاخص ها، دست یابی به یک سلسله اهداف و نشان دادن پاره ای از مصادیق، شق و وجهی دیگر از آن نمایانده نمی شود.
بر این باور عنوان «هویت» پیش کشیده می شود تا نسبت آن را با «توسعه» به عنوان یک پیش مفهوم – به رخ بکشیم.
مای جمعی و هویت تاریخی:
مای جمعی همان چیزی است که در طول تکوین تاریخ در هر قوم و ملتی تشکیل می گیرد.
مای جمعی سهپر فراگیری است که اخلاق، تاریخ، مذهب، خرد، فرهنگ ها، باورها و آداب و عادات جمعی در آن زیست می کند.
مای جمعی دو ویژگی را نیز با خود دارد: یکی ریشه دار بودن آن و دوم سیاست آن.
«ما»ی جمعی ما بوشهری ها در سیر حرکت تاریخی خود حرکتی خطی و مستقیم نداشته است.
تا پیش از دوران معاصر این خصیصه در تاریخ فرهنگی، اجتماعی استان بوشهر شکلی صامت داشته و ما نام و نشانی از بوشهر مستقل که عنوان جغرافیایی اش مجموعه ای از معلقات فرهنگی را در بستر ژئوپلوتیکی برای ایرانیان عرضه بدارد نمی بینیم. چه مشخصا از زمان زندیان و به ویژه قاجاریان است که بوشهر محل تبادلات تجاری، بازرگانی بسیاری از شهرهای ایران و برخی از کشورهای خارجی واقع شد.
هویت های غالب و مختلف در استان بوشهر:
به طور مشخص می توان از 4 حوزه های هویتی با افتراقات و اشتراکات خاص خود در استان بوشهر سخن گفت.
الف) هویت بندری- عربی که شامل شهرهای ساحلی استان می شود. دقت در بافت زبانی، لهجه ای، پوشش و آداب فرهنگی سبب می شود ما از این گروه شهرها به عنوان بندرنشینان نام ببریم که در جنوب استان در بندر کنگان و بندر دیر به عنوان نقاط شاخص، را می توان اشاره نمود.
در بندر کنگان و حواشی آن (عسلویه، پرک، چاه مبارک، نخل تقی) وجود مذهب اهل تسنن و زبان عربی ضلع دیگری را پیش می کشد به عنوان عربیت.
این گروه فاقد پایگاه تاریخی در منطقه بوده، ذهنیتی مقطعی از تحولات دارد و در نتیجه در روند توسعه ی استان دخالت چشم گیری ندارد و البته مانعی هم در راه توسعه ی استان نیست، چون صاحب علقه های قوی تاریخی، فرهنگی در این سامان نیست.
هویت تلفیقی – ترکیبی
این هویت بیشتر در مرکز خود استان در بوشهر مصداق می یابد. شکل گیری آن از قرن نوزدهم میلادی بدین سو بوده است. دقت در گونه های مختلف جمعیتی و انسانی در سده های نوزدهم و بیستم این شهر نشان می دهد که عامل تجارت و بازرگانی سبب ساز داد و ستدهای فرهنگی (البته نه در سطح قوی و قدرت مند) میان جماعت های محتلف شده است.
وجه غالب این هویت را «فارسی» ها (با متعلقات آن گراشی ها، دوانی ها، لاری ها، و ..) که البته هر چه زمان بیشتر سپری شده کم رنگ تر شده و رواج آن در دوران آل مذکور و آل عصفور بوده است و خود بوشهری ها به عنوان بومیان اصلی تشکیل می داده است.
سهم این 3 گروه در معادلات فرهنگی، تمدنی و تاریخی بوشهر البته متفاوت بوده است.
عرب ها، به ویژه چون مدت زیادی قدرت بوشهر را در دست داشته اند؛ غالبا در نزاع های قدرت میان خود به سر می برده اند و هیچ گاه نسبت مناسبی نه با حکومت مرکزی در هر دوره برقرار کرده اند و نه مبانی محکمی از فرهنگ و توسعه را در بوشهر سامان بخشیده اند.
این هویت با حادثه ی جنگ عراق علیه ایران و آغاز موج مهاجرت خوزستانی ها (عمدتا آبادانی ها و خرمشهری ها) زنده می شود. به طوری که محله های مختلفی چون صلح آباد (ظلم آباد سابق) را از آن خود می کند.
طبیعی است که در این دوران نیز عرب ها چون حاشیه نشین های بوشهر بوده اند نمی توانسته اند سهم قابل ملاحظه ای در ثبات مندی تحولات ایفا کنند. دسته ی نخست (فارسی ها) اما سهم بسیار موثر و مفیدی را در شکل گیری برخی از شالوده های با ثبات فرهنگی، اجتماعی داشته اند.
این گروه با زیرکی توانست نبض اقتصادی و مبادلات تجاری (به ویژه بازار) بوشهر را در دست بگیرد، خود را در جمعیت اصلی و بومی حل کند و با هم ذات پنداری تاریخی با آن ها، خود، بخشی از عناصر مهم و مفید حیات اجتماعی، مدنی بوشهر را صاحب شود. مصداق ها و مثال هایی که ویلم فلور در ظهور و سقوط بوشهر، بر می شمرد قابل تامل و خواندنی است.
ج) هویت ایلیاتی
دارنده گان این هویت اولا بیشتر متاثر از فرهنگ و خرده فرهنگ های عشایر ترک یا لر بوده اند مثل زبان و لهجه، پوشش، آدات و آداب اجتماعی، ثانیا: پراکندگی و تفرق اجتماعی داشته اند و گاه به عنون هویت های مغلوب، تحولات مدنی در سیر تاریخی آن را نپذیرفته اند و بعضا به عنوان جزایری دور از مناسبات اقتصادی –اجتماعی (و نه لزوما فرهنگی) زیست می کرده اند.
مناطق و شهرهایی چون: دیلم، گناوه، بخش هایی از دشتستان، جم، شبانکاره و سعد آباد مثال های مورد مزبورند .
د)هویت های بومی
هویت هایی که نه در سیر تاریخی خود، که پیش از آن به عنوان بسترگاه فرهنگی مطرح بوده اند نیز در استان وجود داشته: دشتی، دشتستان (برازجان)، بوشهر های اصیل: محله های ریشهر، سبزآباد، سرتل، و بخشی از تنگستان مثال های مشخص این نوع هویت اند.
جمعیت های انسانی در این نقاط ثابت تر مانده اند، در معادلات فرهنگی، تاریخی نقش موثرتری داشته اند و بعضا به عنوان خرده پایگاه های فرهنگی، تمدنی در حوزه ی جنوب مطرح بوده اند.
ه)هویت مهاجرتی
البته می توان با وسیع تر گرفتن دایره ی هویتی، هویت های ارمنی و یهودی را به عنوان هویت های مهاجر در نظر گرفت. مبادلات تجاری، روابط خاص ایران با برخی کشورها و اهمیت ویژه ای که بوشهر برای کشورهای دیگر داشته است نوعی هویت مهاجرتی را در این بندر سامان داده است.
گرچه عنوان دادن "هویت" به مهاجرانی از آن دست، قدری با تسامح صورت می گیرد زیرا مهاجران بیگانه ای که در بوشهر بودند نه سکونت دیرپایی در این استان داشته اند و نه به تبع آن تاثیرات دراز دامنی، گرچه می توان رگه های محدودی از اختلاط نژادی را با آن اقوام در نسل های اول فعلی سراغ گرفت.
فرهنگ بوشهر، هویت بوشهری:
مظاهر معنوی فرهنگ بوشهر اعم از مذهب، آداب و رسوم، روابط خویشاوندی، موسیقی، رقص، سوگواری و .. با همه ی تنوعی که در هر گوشه ی استان دارد، مرزهای مشترکی از هویت را در طول زمان ایجاد کرده که سبب ساز نوعی هویت ارگانیکی شده است. البته این هویت ارگانیکی بیشتر در شکل های عاطفی و قومی خود را بروز می دهد تا شکل های رفتاری و اجتماعی.
نکته ی جالب و در خور تامل این که فرهنگ بوشهر در درازای تاریخ تاکنون وجهی سیال داشته است تا صامت. به مهم ترین مظاهر زندگی مردم استان که بنگریم سیالیت و پیوستگی آن را بیشتر در می یابیم. بر این اساس می توان نتیجه گیری کرد که شکاف نسلی در سطح مردم این دیار چندان چشم گیر نبوده است.
نکته اما همین جاست: چرا این سیالیت نتوانسته نقش و کارکرد امروزی خود را در توسعه ی استان ایفا نماید.
پاسخ قدری پیچیده است اما در انداختن برخی پرسش ها به نظر میرسد در طرح آینده ی مباحث نظری و عملی بسیار موثر تر باشد و به ویژه تلاطم و تعامل میان هویت و توسعه در استان بوشهر .
پرسش اول: ترکیب و تجمیع این هویت ها در استان بوشهر چه قدر به انباشت تجربه ی فرهنگی، تاریخی ما کمک کرده است؟
پرسش دوم: چند گانگی و چند گونه گی هویت های بر شمرده چه مشکلات و موانعی را در رفتار شناسی مردم این دیار رقم زده است؟
پرسش سوم: آن چه به عنوان نقاط و نکات مشترک میان هویت کلان و خرده هویت ها در استان بوشهر می تواند مطرح باشد، کدام هاست؟
پرسش چهارم: هویت ثابت و صامت بوشهری چگونه می تواند وجه فراگیرنده ی سیال به خود گرفته و انتقال دهنده ی تجربه های خود باشد و البته چه نوع تاثیر پذیری هایی از تجربه های هویتی جدید را می تواند رقم بزند؟
پرسش پنجم: نسبت هویت با توسعه در ابعاد گوناگون در این استان، راهبردهای توسعه یافته گی بر مبنای هویت بومی و ضرروت آن چیست و چه گونه؟