30 شهریور 1397

فصل اول: مفهوم شهر دانایی

شهر دانایی از مفاهیم خلق شده‌ی هزاره ی جدید است. هر چند نشانه هایی از مفهوم شهر دانایی را می توان تا یک دهه ی پیش نیز جستجو کرد، امّا این از پگاه سده ی بیست و یکم است که شهرهایی از گوشه و کنار جهان، به سوی مفهوم توسعه ی دانایی محور میل نمودند. از آنجا که ساختار مفهومی شهر دانایی هنوز در هنگامه های نخستین شکل گیری خود است، نمی توان به مفهومی همسان در عرصه ی این ادبیات دست یافت؛ بنابراین در چارچوب مفاهیم توسعه و ارزیابی ساختار شهر دانایی، یک دیدگاه یکپارچه که نیازمندی ها و پارامترهای توسعه ای این مفهوم را تصویر نماید، هنوز به دست نیامده است. از این رو، گستاخی نخواهد بود که بر اساس ادبیات توماس کوهن، بیان کنیم که مفهوم شهر دانایی در گذر هنگامه ی پیش پارادایمی خود است (1).

در دهه ی گذشته، یک تکامل پرشتاب در مفهوم "شهر دانایی" از واژه ی تکنوپولیس و ایدئوپولیس به سوی "شهر دیجیتالی و هوشمند" را شاهد بوده-ایم. این سیر مفهومی شامل شکل گیری به سوی توسعه ای زنده، پرخروش و پایدار بوده است.
به زبان دیگر، مفهوم شهر دانایی برآمده از مأموریت استراتژیکی است که پرتوان در فربه کردن خلاقیت، نوآوری و دانش، در زمینه ای از اقتصاد و جامعه ی در حال رشد دانایی محور، جولان می دهد. از این زاویه، شهر دانایی را می توان یک شهر یکپارچه انگاشت که از دیدگاه فیزیکی و نهادی، عملکردهای پارک های علم و فناوری را در عملکردهای شهری ترکیب می نماید. در حقیقت، شهر دانایی یک پارادایم خوشایند برای شهرهای پایدار آینده را ارائه می دهد (2).
شهر دانایی نقش بی همتایی را در خلق دانایی، رشد و توسعه ی اقتصادی ایفا می کند. از این رو، شهر دانایی همچون شهری که هدفمندانه به گونه ای طراحی گردیده است که به پرورش و فربه نمودن دانایی می پردازد، توصیف شده است (3).
بر اساس یک گزارش فنی که از پروژه ای پژوهشی فراهم آمده است، شهر دانایی واژه ای پرمعنا جهت به تصویر کشیدن اقتصاد منطقه ای است که در پناه صادراتِ با ارزش انبوه (high value) که بر پایه ی پژوهش، فناوری و قدرت مغزی خلق گردیده است، به پیش‌رانده می شود و برخلاف دیگر شهرهای با اقتصاد پیشرفته، شهرهای دانایی، به شکل چشمگیری، بخش عظیمی از درآمد جامعه را به سرمایه گذاری بر آموزش، تربیت و پژوهش اختصاص می دهند (4).
از آنجا که شهر دانایی نقش پایه ای را در خلق دانایی، رشد اقتصادی و توسعه بازی می کند، می توان مفهوم شهر دانایی را تا درجاتی با مفاهیم در حال توسعه ای مانند خوشه های دانایی محور ، ایدئوپولیس یا تکنوپولیس جایگزین کرد (2).
از سویی دیگر، شهر دانایی، همچون گستره ای چتر مانند، برای توصیف جغرافیایی که بر خلق دانایی تکیه نموده است، قلمداد می شود و می تواند زون های دانایی همانند دالان‌های دانایی ، دهکده ی دانایی و مناطق دانایی را پوشش دهد (5).
همچنین، شهر دانایی را همچون شهری انگاشته اند که با خلق مداوم دانایی، به اشتراک گذاری دانایی، ارزشیابی دانایی، بازنگری و به روزآمد نمودن دانایی، توسعه ی دانایی محور را جستجو می-نماید.
برای نیل به این هدف، نیاز به گفتمان مداوم میان شهروندان و نیز میان آن ها و دیگر شهروندان شهرهای دیگر احساس می شود. فرهنگ به اشتراک گذاری دانایی شهروندان و نیز طراحی مناسب شهر، شبکه های ICT و زیرساخت های مورد نیاز این گفتمان، از پیش نیازهای ظهور این گفتمان هستند (6).
در طرح راهبردی بخش فرهنگی بارسلونا، می-توانیم به شاخص هایی برای نامیدن شهری زیر عنوان شهر دانایی دست یابیم. این طرح راهبردی برای بنیاد فرهنگی بارسلونا، با مشارکت بیش از 350 نفر از گستره های گوناگون فرهنگ، تدوین گردید (7).
در حقیقت، بسیاری از شاخص های شهر دانایی را می توان در ویژگی های یک شهر توسعه یافته ی مدرن نیز یافت. امّا پاره ای از این شاخص ها از ویژگی-های آن چیزی است که "شهر دانایی" می نامیم. از این منظر، این شاخص ها را در دو بخش، یکی وابسته به یک شهر به خوبی توسعه یافته ی مدرن و دیگری مربوط به شهر دانایی، به توصیف زیر آورده شده اند:

الف/ هر شهر به خوبی توسعه یافته‌ی مدرن
 کیفیت بالای زندگی
 فراهم آوردن دسترسی مؤثر، قابل اعتماد و رقابت پذیر به زیرساخت های حمل و نقل فردی، کالایی و اطلاعاتی
 یک طراحی شهری و معماری ای که فناوری های نوین را پیوند می دهد.
 راهبردی بنیادین در زمینه ی آموزش که تمام تسهیلات و خدمات را مدّ نظر قرار می دهد.
 اقتصاد با توده ی بحرانی که تخصص گرایی رقابتی را در عرصه ی جهانی مورد حمایت قرار می دهد.
 شبکه های پر نفوذ تجاری که جذب سرمایه می‌نمایند.
 دسترسی به بازار و هوشیاری و به زبان دیگر ظرفیت بالا جهت ارتباطات تجاری نیرومند و پایدار با دیگر بازارها
 فرهنگ کسب و کاری که مشارکتی و رقابت پذیر است.
 خدمات عمومی خلاقانه و پاسخگو
 یک جامعه‌ی همه گیر و وجود یک فرهنگ باز، تحمل پذیر و وابسته به شایسته سالاری

ب/ شهر دانایی
 فراهم آوردن امکان دسترسی به تمام فناوری های ارتباطی نوین برای همه ی شهروندان
 تعالی پژوهشی که سکویی را برای کالاها و خدمات دانایی محور نوین فراهم می آورد.
 توانایی تولید، جذب و نگهداشت شهروندان پرمهارت در همه ی دامنه های گوناگون
 وجود مراکز مدنی که تنوع را پذیرا بوده و امکانات ارتباطات چهره به چهره را می پرورانند.
بر اساس این یافته ها، چنین می توان دریافت که مفهوم شهر دانایی به صورت ویژه، جدید و بسیار گسترده است. این یافته ها ممکن است به پاره ای و یا تمام منظرهای حیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی یک شهر بنگرند. این تعاریف شهر دانایی، از منظرهای گوناگون به این مفهوم می پردازند. همگی این تعاریف بسیار وابسته به آن هستند که این چنین شهری چه اهداف راهبردی را پی می جویند. از این رو، هر تلاشی برای ارائه ی تعریف این مفهوم می بایست با نگاه به اهداف راهبردی ترسیم شود (8).
طیّ سال‌های گذشته، مفهوم شهر دانایی، توجه سازمان های جهانی، مدیریت های شهری، جوامع پژوهشی و کارگزاران را به خود جلب نموده است. سازمان های جهانی برجسته مانند بانک جهانی، اتحادیه ی اروپا، سازمان ملل متحد و سازمان همکاری اقتصادی و توسعه چارچوب های مدیریت را از برنامه های راهبردی خود که به توسعه‌ی جهانی می-پردازند، ساختار بندی نموده اند. این راهبرد، به صورت آشکار، به پیوند میان مدیریت دانایی و توسعه ی شهری اشاره دارد. افزایش چشمگیر راهبردهای توسعه ی دانایی محور در رقابت پذیری شهری مناطق، در گزارش های OECD هویدا است. برنامه ی جهانی سازی، اقتصاد دانایی و جامعه ی دانایی، مدیریت شهری را برای استخراج این راهبردها جهت حرکت به سوی شهرهای دانایی، مورد تشویق قرار می دهند (2).
فزونی و شدت دانایی در یک شهر می تواند در فهم شهر دانایی مؤثر افتد. در ابتدا یک شهر دانایی می بایست از فزونی و اثبات پویایی خلق دانایی خود درخشش یابد. در فراتر از حجم محض دانایی تولید شده، ظرفیت یک شهر در انتقال پرشتاب آن سرمایه‌ی دانایی به محصولات، فرایندها و خدمات نوآورانه است که برجستگی یک شهر دانایی را در برابر شهر مدرن، در یک اقتصاد پیشرفته نشان می-دهد.
از این منظر، سه جزء اصلی است که فزونی و شدت دانایی را در یک شهر به تصویر می کشند:
1) درجه ی تولید دانایی آن شهر
2) وجود آهنگ پابرجا جهت جذب، ترکیب و کاربرد انواع دانایی نوین
3) قلمرو و میدان چرخش دانایی
1) درجه‌ی تولید دانایی
مسیری که یک شهر را متمایز می‌سازد، ثروت دانایی کسب شده ی آن است. تولید دانایی به صورت گسترده‌ای بستگی به نیروی جنبشی توسعه ی اقتصادی آن شهر دارد:
 دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی وابسته و بیمارستان-های آموزشی
 مراکز پژوهشی (خصوصی و دولتی)
 بنگاه های کسب و کار
 آفرینندگان آن شهر مانند هنرمندان، طراحان مُد و غیره
پویایی درونی و بیرونی این ارکان، سازنده ی کسر تولید و دگرگونی دانایی شهر دانایی می باشد. در حقیقت، هر چه نسبت نیروی کار یک شهر در خلق و آفرینش دانایی نوین، محصولات و خدمات در گستره های علوم و فناوری و هنر درگیر باشند، توسعه ی سرمایه ی دانایی شهر عظیم‌تر می گردد.
بنابراین جریان نیرومند دانایی در شهر دانایی منجر به انواع گوناگون نوآوری در عرصه های فناوری، سازمانی و نهادی می‌شود. چنین جریان پایدار نوآوری، در میان چیزهای دیگر، رقابت سازمانی، کمپانی های جهنده با فناوری های برتر و پدیداری پروژه‌های نوآورانه ی کلیدی را با خود می آورد.

2) وجود آهنگ پابرجا جهت جذب، ترکیب و کاربرد انواع دانایی نوین
آشکار است که تولید دانش کافی نیست و بایستی ظرفیت استخراج ثروت اقتصادی و اجتماعی از آن نیز موجود باشد. به زبان دیگر، عامل برجسته ی دیگر برای شهر دانایی، توانایی بهره مندی غیر تناقض آمیز سودمندی های انواع دانایی نوین و مهارت‌های جدید می باشد.
عوامل متنوعی وجود دارند که بر آهنگ ترکیب و کاربرد انواع دانایی اثر می گذارند که شامل دسترسی آسان به دانایی، درک انواع دانایی جدید در دسترس و توانایی یکپارچه سازی آن ها به عملکردهای سازمانی است که احتمال استخراج ارزش از آن ها وجود دارد. این توانایی به صورت مستقیم بستگی به شایستگی های نیروی کار دارد که خود به درون داشت و استعداد علمی، فناورانه و هنری "دانستن- چگونه" افراد و نیز ظرفیت آن ها برای پیوند با شبکه های خلاق دانایی که از افراد و نهادهای گوناگون ساختار یافته اند، مربوط می شود.

3/ قلمرو و میدان چرخش دانایی
مقدار پخش و اشتراک دانایی، چه در میان افراد یا سازمان ها، چه میان بخش های صنعت و یا مناطق جغرافیایی، معیاری دیگر برای کیفیت در یک شهر دانایی است.
جریان دانایی ( که خود به صورت مستقیم به چرخش افراد بستگی دارد) برای آن که یک شهر بتواند به صورت غیر تناقض آمیز با چشم اندازها و "برکه‌ی دانایی" خود رو‌به‌رو شود، اساسی است.
بنابراین یک شهر دانایی پایدار باید توانمندی ها و اراده ی ایجاد فشار بر مرزهای دانایی ( که جلوگاه کشف های بزرگ و توسعه های نوید دهنده هستند) داشته باشد. از این رو شهر دانایی می تواند به صورت ثابت، ثروت دانایی، ایده ها و کارکردهای خود را تجدید کرده و موقعیت خود را به عنوان یک شهر دانایی به اثبات برساند (9).
در یک فراگرد کلی، شهر دانایی را می توان شهری موفق از دیدگاه اقتصادی دانست که سطوح بالایی از شدت دانایی را در خود هضم نموده و پایه ای از صنایع متنوع را در سطح متمایزی از تخصص گرایی ارائه می دهد. در همین راستا، شهر دانایی دارای حداقل یک دانشگاه است که ارتباطات سودمند متقابلی را با خود شهر پایه می ریزد که این ارتباطات به صنایعی منجر می شود که بر پایه ی قدرت پژوهش شکل گرفته اند. در این کنش ها، انتقال دانایی به عرصه ی کسب و کار انجام گرفته و دانش آموختگان نیز گرد هم می آیند. شهر دانایی با زیرساخت‌های ارتباطی نیرومند و نیز حمل و نقل عالی که در یک شبکه ی پیچیده‌ی درون شهری و برون شهری گسترده است، به راه هوایی، راه آهن و مسیرهای جاده ای پیوند می یابد.
در برنامه ی راهبردی شهر دانایی نیز باید راهبردهایی اتخاذ شود که به تمام جوامع که در شهر زیست می کنند این اطمینان را بدهد که موفقیت در عرصه ی اقتصاد دانایی محور، برای همگان سودآفرین است.
به زبان دیگر، واژه‌ی شهر دانایی نمایانگر اشتیاق و چشم اندازی است که مفهوم شهر به عنوان "خالق ثروت در اقتصاد دانایی محور" را بر خود حمل می-کند. در حقیقت شهر دانایی با رشد اقتصادی، کامیابی دراز مدت و بحث کیفیت زندگی برای شهروندان پیوسته است (10).
با همه ی این توصیف ها، هنوز مفهوم شهر دانایی، یک گستره ی در حال پدیدار در عرصه ی نظریه و عمل می باشد و هنوز تعداد اندکی از شهرها، مدل های سرمایه ی عقلانی را در طرح های راهبردهای خود به شکل جامع به کار برده اند. امّا با ایجاد فضای رقابت برای تبدیل شدن به شهر پر جذبه و " قابل زیست"، درک، مدیریت و پایش سرمایه ی عقلانی یک شهر، به مقوله ای بحرانی جهت توسعه‌ی پایدار و پویایی شهر تبدیل شده است.
در حقیقت، هر چند پیکره ی گسترده ای از دانش و تاریخی طولانی در مورد شهر و پویایی شهری وجود دارد، بدون شک، چشم انداز شهر دانایی می-تواند در درک بهتر ابعاد ناملموس شهر، نقش ایفا نماید (11).

سودمند ی‌های تبدیل شدن به یک شهر دانایی

شواهد بسیار استواری وجود دارد که هر چقدر شدت و بار دانایی در شهری فزونی یابد، شهر نیز از منظرهای اقتصادی و کیفیت زندگی، سود سرشاری به دست می آورد. از آنجا که سرمایه ی انسانی، منبع مهم توفیق اقتصادی است، شهرهای موفق دانایی همچون بوستون، سرمایه گذاری عظیمی را بر روی منابع انسانی (مردم و مهارت ها) انجام داده اند. یافته-های پژوهشی دلالت بر این موضوع دارند که شدت دانایی در کسب و کار و یا مشاغل، موجب افزایش بهره وری و شکوفایی می گردد. در ضمن سطوح بالاتر مهارت نیز نیروی کار ( و در نتیجه اقتصاد شهر) را بسیار انعطاف پذیر و سازش مند می سازد و از این رو، سازگارمندی فراوان‌تری را برای شهر در برخورد با رویدادها، رکودها و تغییرات اقتصادی ایجاد می کند (10).
از دیدگاه اقتصادی، افزایش نسبت کسب و کارها یا مشاغل دانایی محور، موجب افزایش موفقیت اقتصادی در گستره ی زمان می شود. زیرا در مناطق شهری که سطح دستمزدها بالا (که خود نشانگر وجود مشاغل با کیفیت بالا می باشد)، سطح مهارت ها بالاتر و کسب و کارهای با شدت دانایی نیز بیشتر بوده است، عملکرد اقتصادی بهتری آشکار یافته است. این یافته نشانگر آن است که شدت دانایی، با فزونی در سودمندی اقتصادی و رشد توأم است. یافته های تحقیقاتی نشان داده اند که اگر هر شهر حتی با سطح کسب و کار و مشاغل دانایی محور پایین، آغاز به حرکت به سوی فزونی در شدت دانایی اقتصاد خود کند، به سودمندی های چشمگیری دست می یابد. امّا پرسش اصلی آن بوده است که آیا پیش از آن که یک شهر به این سودمندی های اقتصادی دست یابد بایستی به یک آستانه برسد. تحلیل ها نشان داده اند که فرضیه ی آستانه درست است و تعدادی از شهرها ممکن است سرمایه گذاری های چشمگیری را پیش از مشاهده و لمس افزایش ارزش افزوده ی خام به انجام برسانند. از این رو، دو نتیجه ممکن است حاصل شود. نخست آن که این گونه شهرها باید بر روی توسعه‌ی غیر دانایی محور تأکید نمایند؛ زیرا سودمندی خاصی از GVA ممکن است در زیر این آستانه حاصل نیاید. امّا به نظر پژوهشگران این نتیجه گیری اشتباه است. نتیجه گیری دوم و بهتر آن است که تمام شهرها باید تلاش کنند تا به این آستانه برسند. زیرا در عدم این تلاش، آن ها برای افزایش ارزش افزوده ی خام در گستره ی اقتصادی که دانایی منبع اصلی در صحنه ی رقابت است، دچار چالش های اساسی خواهند شد. این نکته را نیز نباید در راه این تلاش فراموش نمود که نیل به این سودمندی در زمانی کوتاه مدت روی نمی دهد و زمانی متوسط تا دراز را می طلبد.
نمودارهای موجود در تصویر 5 نشانگر آن هستند که چقدر میانگین رشد GVA به ازای هر کارگر بستگی به میزان کسب و کار دانایی محور (منهای آموزش، مراقبت های سلامت و بعضی از بخش های خلاقیت و فرهنگی) دارد. در سال 1997 حداقل 15 درصد از کسب و کار یک شهر می بایست دانایی محور می بود تا رشد GVA به ازای کارگر روی دهد و در بالای 15 درصد، GVA یک رابطه ی خطی پیدا می‌کرد. این نقطه ی بحرانی، با گذشت هر سال، رشد داشته و در سال 2002 به 17 درصد رسیده است.
نمودار سمت چپ در تصویر 5 نیز همین مفهوم را بر اساس تعریف بنیاد کار نشان می‌دهد. بر اساس این منحنی، حداقل باید 25 درصد از کسب و کار شهر، دانایی محور باشد تا این رشد مشاهده گردد. ولی نکته ی جالب آن است که افزایش چشمگیر در GVA هنگامی است که 40 درصد از کسب و کار شهر، صنعت دانایی محور را از آن خود کرده باشد. نمودارهای موجود در تصویر 6 نیز نشانگر نقش شغل-های دانایی و سطح افراد با کیفیت بالا در افزایش GVA به ازای هر کارگر را نشان می دهند. همانگونه که مشاهده می شود چنانچه 25/14 درصد از مشاغل شهر در رده ی مدیران ارشد باشد، GVA به ازای هرکارگر رشد یافته و هر چقدر مهارت کارگران و درجه ی سطح شایستگی کارگران نیز بالاتر باشد، GVA به ازای هرکارگر رشد می یابد (تصویر 6).
افزون بر سودمندی اقتصادی شهر دانایی، تبدیل شدن شهر به شهر دانایی، توأم با افزایش کیفیت زندگی نیز می باشد. در زیر، به مجموعه ای از سودمندی های تبدیل شهر به یک شهر دانایی (که در سطح مطبوعات بین المللی مدیریت دانایی بر اساس یافته های پژوهشی به دست آمده اند) بر می شماریم.
 خلق اشتغال با دستمزد بالا
 رشد پرشتاب در درآمد جامعه و خلق ثروت
 اقتصاد پایدارتر با افزایش ظرفیت نوآوری و جذب سرمایه گذاری بیرونی
 باز زنده سازی صنایع سنتی
 ترقی در صنعت توریسم
 فرصت های فراوان‌تر جهت مشارکت در ثروت از طریق سرمایه گذاری در دامنه های عمومی (مانند پارک ها و باغ ها، حمل و نقل عمومی، تسهیلات فرهنگی و غیره) و اعتبار بخشی بهتر در شبکه-های ایمنی اجتماعی
 ترقی در سرافرازی، فخر و اعتماد شهری که به عنوان سکویی جهت باز سرمایه گذاری سرمایه ی محلی عمل می‌نماید.
 خلق جامعه ی دانایی محور که می تواند دانایی بی‌درنگ را در زمان مورد نیاز فراهم آورد.
 خدمات آموزشی بهتر
 خلق محیط تحمل آمیز برای اقلیت‌ها و مهاجرین
افزون بر این ها، ساختار شهر دانایی در عملکرد بهتر دموکراسی توسط اشتراک دانایی آنلاین برای تمام شهروندان نقش ایفا می نماید و دسترسی استوار و به روز تسهیلات اطلاعاتی ارزان و بی‌درنگ را جهت شهروندان مهیا نموده و گفتمان های آنلاین را مورد حمایت قرار می دهد. از این رو به نظر می رسد که شهر دانایی "فراگیری دیجیتالی" را به جای "شکاف دیجیتالی" جایگزین می‌نماید و سودمندی-های جریان فناوری را برای همه ی شهروندان جامعه فراهم می آورد (8).

 

 دانلود PDF

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی