08 بهمن 1398

گویش مردم استان بوشهر

 

گویش استان بوشهر در تمام مناطق فارسی محلی است که دارای بن مایه لری می‌باشد . برای مرزبندی انواع گویش منطقه را از لحاظ جغرافیایی به دو بخش تقسیم شمالی و جنوبی تقسیم می‌کنیم که هر قسمت ویژگی خاص خود را داراست . و دارای تفاوتی اندک می‌باشد . زبان‌های عربی نیز در جاهایی مانند بندر عسلویه ، کنگان ، جزیره شیف ، و جزیره شیف ، و جزیره شمالی و جنوبی بندر ریگ رایج است .
در همه گویشها واژه‌های فارسی باستان ، اوستایی و پهلوی دیده می‌شود که بازمانده صرف زبان پهلوی هنوز هم در گویش دشتی (دشتیانی ) رایج است . این موضوع نوید تکامل زبان از فارسی قدیم به فارسی نو در منطقه می‌باشد . حکایت از قدمت و دیرینگی منطقه می‌کند .
بعلت ارتباط بندری بوشهر با کشورهای عربی و نیزتسلط انگلیسیها هلندیها در منطقه پاره ای واژه‌های بیگانه دیده می‌شود که هنوز هم مورد استعمال است . گویش شمالی استان شامل گویش شهرستان دشتستان ، گناوه و دیلم می‌باشد .
گویش جنوبی شامل گویش شهرستانهای تنگستان ، دشتی ، گنکان و دیر می‌باشد . خود شهر بوشهر هم اکنون فارسی صحبت می‌کنند ولی گویش آنها همسو با گویش تنگستان بوده است . گویش شمالی نیز تنوع در عین خود دارد . در شهرستان دشتستان شناسه می‌در جلو افعال بکار می‌رود و این واژه‌ی می‌در شهرستان گناوه و دیلم تبدیل به ای می‌شود .
میکنم ایکنمekonom می‌کرد ekerd لهجه دشتیانی از قدیمی‌ترین لهج

ه‌های استان بوشهراست که بوضوح صرف و نحو دستورزبان پهلوی ساسانی هنوز استعمال می‌شود.
ویژگی‌های دستوری :
یکی از مشخصه گویشهای جنوبی تلفظ فنتحه‌ها به ضمه است که معمولا"روی شتاسه‌های افعال قراردارد.
رفتم رفتُم rafto
دارم دارُُم rom da
دیدم دیدُُم didom
همچنین در اسامی نیز اکثراً فتحه به کسره تبدیل می‌شود
مُرد مِرد merd
امین اِمین emin
عباس عِباس ebas
برای ساختن فعل جعلی بعد از بن مضارع شناسه esi بکار میرود که بازمانده ist زبان پهلوی ساسانی است .
خندید خندس xandes
ترسید ترسس tarses
که در زبان پهلوی خندِست ( xandist) و ترسِست (tarsist) بوده است .
صرف افعال در گویش شمالی مانند فارسی نو است ولی در گویش جنوبی یعنی دشتیانی فرق دارد و ضمایر بجای شناسه در ابتدا فعل قرار می‌گیرد.
صرف فعل شنیدن در گویش دشتیانی :
من شنیدم ام اسد um sed
توشنیدی اُت اشد ut esed
اوشنید اُس شنید us sened
ما شنیدیم ُمم شنید mom sened
شما شنیدید شما شنی soma seni
آنها شنیدند اونا شنی owna seni
حرف " ب " که در آخر کلمات چند حرفی فارسی بهد از " الف " بیاید و ساکن باشد در گویش بوشهری بدل به " واو " می‌شود .
خواب خو xow
آفتاب افتو aftow
دوشاب دیشو disow
کلمات دو حرفی که حرف آخر آنها " ب " می‌باشد به " واو " تبدیل می‌شود .
شب شو sow
آب او ow
درروستای بخش شمالی استان بوشهر واژه هایی که با " خ " آغاز می‌شود، تبدیل به " ح " می‌گردد.
خانه حونه حیمه eyme
واژه هایی که به h صامت ( کسره )ختم می‌شود a" اَ "تلفظ می‌شود .
نامه نا َمه nama
خانه خاَنه xuna
تلفظ a در آخر واژه‌ها به جای h صامت در اصل پسوند ag فارسی میانه بوده که g افتاده و a هنوز تلفظ می‌شود . بعنوان مثال :
خانه را خانگ xana می‌گفته اند.
علامت مبالغه
علامت مبالغه افزودن " او " " u" به آخر واژه می‌باشد . مانند:
زشت زشتو
سفید سفیدو
تلفظ حرف " ق " مانند عربی و یا تلفظ ق در زبان فارسی باستان از ناحیه حلق یا نرم کامی است و به نظر می‌رسد که حرف " ق " را " خ " تلفظ می‌کنند . در منطقه تنگستان حرف " ق " " ک " تلفظ می‌شود .
قلب کلب kalb
قند کند kand
- بجای فعل ربطی یا اسنادی حرف " ن " ساکن می‌نشیند .
قشنگ است قشنگن qesangen
گرم است گرمن garmen
در مواردی که کلمه ای با فعل معین " ات " همراه می‌شود مثل داده است ، کرده است ، ات تلفظ نمی‌شود و کسره بجای " ه " در کرده می‌نشیندو صورت " ش " جای فعل معین است را می‌گیرد و بدینگونه تلفظ می‌شود :
داده است دادش dadesen
کرده است کردش kardesen
" کو " بعنوان حرف تعریف و یا معرفه نیز به آخر اسامی می‌چسبد .
خودکار خودکارکو
میز میزکو
مداد مدادکو
دفتر دفترکو
اما به آخر صفات بجای " کو " ، " او " بکار می‌رود .
دراز درازو
نرم نرمو
بلند بلندو
قشنگ قشنگو
اضافه نمودن " کو " به آخر اسامی ضمن آنکه علامت اضافه دهم نشانه معرفه است . در بعضی موارد جنبه تحقیر و یا تحبیب نیز دارد .
مانند :
مرد مردکو
زن زنکو
علامت استمرار
برای ساختن فعل زمان حال بجای علامت استمرار" دارد " پیشوند هی hey یا هاسی hasey بکار می‌رود .
دارد می‌نویسد هی می‌نویسد hasey/hey minevise
دارد می‌رود هاسی /هی میره hosey/hey mire
منفی کردن افعال :
برای منفی کردن افعال ، حرف نفی نه را قبل از اسم یا صفت می‌آورند و فعل معین حذف می‌گردد .
من بلد نیستم م ُنه بلدُُم mo ne beladom
من غریب نیستم م ُ نه غریبُُم mo ne geribom
باید توجه داشت این نه که برای منفی کردن بکار می‌رود فقط جلو افعال معین ( است و هست ) قرار می‌گیرد .
حرف " را " که نشانه مفعول بی واسطه ( مستقیم ) است در گویش بوشهری وجود ندارد و بجای " را " کو بکار می‌رود.
کتاب رابده کتاب کو بده ketab kue bedeh
دفتر را بیاور دفترکو بیار daftare kue biyar
حرف " ب " در گویش دشتستان " و " " v " تلفظ می‌شود .
رباب رواد rowaw
زبان زوون zevan
برای نکره کردن اسامی که به ا صامت ختم می‌شود . " ن " در آخر آن افزوده می‌شود . این ویژگی بر اساس این قاعده می‌باشد که در زبان فارسی دو مصوت کنار هم قرارنمی گیرد .
در زبان فارسی نو بجای نکره کردن گونی یک ای به آخر آن افزوده می‌شود که گونی ای می‌شود . ولی در گویش بوشهری برای جلوگیری کردن از دو صامت لی در کنار هم " ن " ما بین آنها قرارمی گیرد .
گونی گونینی gunini
گربه ای گربینی gorbeni
قوطی ای قوطینی qutini
علامت جمع :
در گویش شمالی علامت جمع که " ما " می‌باشد ال " al" مورد استفاده است .
کتابهاکه میشود کتابل ketabal
خودکار خودکارل udkaral
درختها درختال deraytal
تمام واوها به ای " I" تبدیل می‌شود .
بود بید bid
دود دید did
تنور تنیر tenirدر لهجه بوشهری هنگام صحبت کردن واژه‌های را معمولاًَ خلاصه می‌کنند و برای خلاصه شدن کلام همیشه چند حرف آن افتاده و مختصر می‌شود .
من چه می‌دانم مچم mocem
در گویش جنوبی " ن "‌های آخر کلمات ادا نمیشود . مثلاًَ به نان " نو " می‌گویند .
نان نو nu
زمین زمی zami
در گویش جنوبی همچنین جلو افعال یک "‌ها " اضافه می‌شود .
بکن هاکن hakon
بده هاده hade


منبع : فرهنگ بوشهر

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی