منوی اصلی
ولادت حضرت علی و روز پدر مبارک
- نمایش از سه شنبه, 10 دی 1404 11:25
- دسته: مناسبت
- بازدید: 16

13 رجب مصادف با سالروز میلاد باسعادت مولی المومنین حضرت علی (ع) که به یمن زاد روز آن امام همام، این روز مبارک را روز پدر و مرد نامیده اند.حضرت علی (ع) در دامان پیامبر اکرم (ص) پرورش یافت بنابراین نمونه کاملی از انسانیت و اسوه و الگویی کامل برای مردان مسلمان است.
تولد حضرت علی (ع) در شهر مکه و در داخل کعبه واقع گردید، قبل از حضرت علی و بعد از او فضیلت تولد در خانه کعبه، برای هیچ کسی پدید نیامد و خدای متعال تنها ایشان را به چنین امتیازی کرامت نمود.زندگی پر برکت مولود کعبه سرشار از علم و تقوا، حماسه و جوانمردی ایثار و احساس مسئولیت، مظلومیت و اقتدار بود و فضایل بی شمار او را نمی توان توصیف کرد.مولا علی بهترین همسر برای دخت نبی اکرم و بهترین پدر برای فرزندانش بود، او فرزندانی نیکو تربیت کرد.فرزندانی که هر یک اسوه و الگویی والا برای شیعیان و آزادگان دنیا هستند.او پدر مهربانی برای یتیمان بود و شبانه برای آنان طعام می برد، زندگی و سیره آن بزرگوار به قدری آموزنده و جذاب است که هر مرد مسلمانی در جهان او را تحسین کرده و الگوی خود قرار می دهد، از جمله اوصاف امام علی" ساده زیستی، عبادت و بندگی خدا، ایستادگی در برابر ظلم و ستم، عدالت خواهی، همدردی با درماندگان، پیشگاه در عمل نیک بوده، بنابراین انتخاب روز تولد علی (ع) به عنوان روز پدر بی دلیل نبوده است و در این روز شایسته است تمامی افراد از پدران خود برای تأمین معاش زندگی و نشان دادن راه و رسم زندگی تشکر و قدردانی نمی نمایند.لذا جا دارد این روز را به همه پدران زحمتکش و مردان باغیرت و پرتلاش تبریک عرض نموده، سربلندی و عزت آنان را از حضرت باریتعالی طلب می نمایم.
علی آن شیر خدا شاه عرب الفتی داشته با این دل شب
شب ز اسرار علی آگاه است دل شب محرم سرّالله است
شب علی دید به نزدیکی دید گرچه او نیز به تاریکی دید
شب شنفته ست مناجات علی جوشش چشمه عشق ازلی
شاه را دیده به نوشینی خواب روی بر سینه دیوار خراب
قلعه بانی که به قصر افلاک سر دهد ناله زندانی خاک
اشکباری که چو شمع بیزار می فشاند زر و می گرید زار
دردمندی که چو لب بگشاید در و دیوار به زنهار آید
کلماتی چو در آویزه گوش مسجد کوفه هنوزش مدهوش
فجر تا سینه آفاق شکافت چشم بیدار علی خفته نیافت
روزه داری که به مهر اسحار بشکند نان جوین افطار
ناشناسی که به تاریکی شب می برد شام یتیمان عرب
پادشاهی که به شب برقع پوش می کشد بار گدایان بر دوش
تا نشد پردگی آن سرّ جلی نشد افشا که علی بود و علی
شاهبازی که به بال و پر راز می کند در ابدیت پرواز
شهسواری که به برق شمشیر در دل شب بشکافد دل شیر
عشق بازی که هم آغوش خطر خفت در خوابگه پیغمبر
آن دم صبح قیامت تأثیر حلقه در شد از او دامنگیر
دست در دامن مولا زد در که علی بگذر و از ما مگذر
شال شه وا شد و دامن به گرو زینبش دست به دامن که مرو
شال می بست و ندایی مبهم که کمربند شهادت محکم
پیشوایی که ز شوق دیدار می کند قاتل خود را بیدار
ماه محراب عبودیّت حق سر به محراب عبادت منشق
می زند پس لب او کاسه شیر می کند چشم اشارت به اسیر
چه اسیری که همان قاتل اوست تو خدایی مگر ای دشمن دوست
در جهانی همه شور و همه شر ها علیٌّ بشرٌ کیف بشر
کفن از گریه ی غسّال خجل پیرهن از رخ وصّال خجل
شبروان مست ولای تو علی جان عالم به فدای تو علی









